![]() |
![]() |
|
| اگر کسی حقیقتی را نداند، نادان است؛ اما اگر کسی بداند و دانایی خود را انکار کند جنایتکار است! |
|
سارتر و خشونت به ياد دارم چنـــدی پيـــش، سخن از نمايش نامه ی «شيطـــان و خــدا» به ميان آمد. بر اين مبـــنا، نوشـــته ی امروز به انگيزه ی بررســی درون مايه ی خشونت در قلم سارتر تنظيم شده است. نوشـــتاری به نقل از همايــش فلسفی انديشهی فرانــسوی در قرن بيستم؛ خانهی هنرمندان تهـــــران، چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۴ خورشيدی ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پانزدهم مرداد 1386ساعت 12:11 توسط The Economist |
|
|
رویا با امیدی گرم و شادی بخش
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوازدهم تیر 1386ساعت 7:51 توسط The Economist |
|
|
+ نوشته شده در
دهم تیر 1386ساعت 16:40 توسط The Economist |
|
|
به بهــانه ی سال روز درگــذشت دکــتر علی شريـــعتی
ای نسل اسیر وطنم،
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارم تیر 1386ساعت 0:36 توسط The Economist |
|
|
نگاهــــی به رمان "بيــــــگانه" اثر آلـــبر کامــو همــــه اش تقصــــير آفتــــــــــاب بـــــــود شــــــرق، يك شـــنبه، ۳ تــــــير ۱۳۸۶ خورشيـــــــدی
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سوم تیر 1386ساعت 19:10 توسط The Economist |
|
|
+ نوشته شده در
پانزدهم خرداد 1386ساعت 7:43 توسط The Economist |
|
|
درود بر همه ی گراميان. در اين نوشتار، نگاه دوباره ای خواهيم داشت به اصالت وجود و ديدگاه سارتر و تفاوت آن با ديدگاه هايدگر و کامو. در پست (های) آينده به سراغ کتاب های بيشتری از اين انديشه مندان خواهيم رفت... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دهم خرداد 1386ساعت 0:30 توسط The Economist |
|
|
+ نوشته شده در
سوم خرداد 1386ساعت 0:40 توسط The Economist |
|
|
نگاهی به «کلمات» نوشته ی ژان پل سارتـر
روزنامه ی "شـــــرق"، چاپ يکشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ خورشيدی ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سی ام اردیبهشت 1386ساعت 18:0 توسط The Economist |
|
|
آیا خداوند بخشنده ترین بخشنده ها است؟
یک پرسش ؟ آیا به نظر شما باید فردوسی هم از رستم بترسد ؟ فردریش نیچه : آنان خدایشان را از هیچ آفریدند شگفتا ! اکنون همو نابودشان می گرداند ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:2 توسط بوف کور |
|
|
+ نوشته شده در
بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 19:2 توسط The Economist |
|
|
نگــاهی به "سارتــر که مـینوشــت" نوشته ی بابک احمدی سارتر که مینوشت، نوشته بابک احمدی، يکی از مهمترين آثاری است که در سال ۱۳۸۴ خورشیدی، يکصدمين سالروز تولد ژان پل سارتر، به زبان فارسی گردآوری و منتشر شده است؛ حتی شايد بتوان گفت اين کتاب، چشم گيرترين اثری است که يک ايرانی درباره فيلسوف و نويسنده پرآوازه سده بيستم فرانسه نگاشته است. در این نوشتار کمی پیرامون این کتاب به گفت و گو می نشینیم... .
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجم اردیبهشت 1386ساعت 0:42 توسط The Economist |
|
|
هفتــه ی خاکســــتری ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارم اردیبهشت 1386ساعت 9:2 توسط The Economist |
|
|
+ نوشته شده در
دوم اردیبهشت 1386ساعت 15:38 توسط The Economist |
|
|
زندگى و زمـــانه ی روشنفكــــران پيش از آغاز بايد يادی کنم از روزنامه ی وزین "شــــــــرق" چرا که اين مقاله بر داشتی از صفحه ی ادب و اندیشه ی اين روزنامه است که در روز سه شنبه ۱۳ دى ۱۳۸۴ خورشيدی به چاپ رسيد. در اين نوشته با زندگی و باور های «سيمون دو بو وار» نويسنده؛ و فمينيست هم دوران آشنا می شويم... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سی ام فروردین 1386ساعت 12:12 توسط The Economist |
|
|
آنها که به سر در طلب کعبه دویدند ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 21:15 توسط The Economist |
|
|
+ نوشته شده در
سوم فروردین 1386ساعت 10:21 توسط The Economist |
|
|
اینجا ..... اینجا حقوق استاد را اول ماه می دهند اینجا نجار با چوب سرو و میخ جهل عصا می سازد اینجا قصاب زبان ذبح می کند ، گوش ذبح می کند اینجا واعظانش مست اند اینجا قناری را کلاس آواز می برند اینجا صورت ماه را تازیانه می زنند اینجا آقتابگردان را اسید می پاشند اینجا کلاغ دم از خنیا می زند اینجا روسپی دم از بهشت می زند اینجا دجال را کف می زنند اینجا شاعر را حد می زنند اینجا لباسی نماد عریانی است اینجا قفل نماد آزادی است اینجا .... دوست دارم نظرات شما را در باره این شعر بدانم تا ۴ ماه دیگه نمی تونم وبلاگ را به روز کنم از همه معذرت می خواهم مطلبی با عنوان فردریش نیچه هم بعد از نوشتار علی رستم اعراب قرار گرفت
|
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم بهمن 1385ساعت 17:58 توسط بوف کور |
|
|
در این چند روزی که در خدمتتان نبودم ، بسیار بسیار ذهنم درگیر بوده و اصلا آرامش و قرار نداشتم ، مشکلات زیادی داشتم که جسم و ذهنم را مشغول کرده بود
اگر بیش از ۲۰ روز در وبلاگ حاضر نشدم بدانید که به مرگ طبیعی کشته شده ام ، بیشتر از این نمی توانم توضیح بدهم راستی از این دوستان اسلام گرای افراطی هم درخواست می کنم که دیگر از این نامه های فدایت شوم برای من نفرستند و کامنت های عشقولانه نگذارند ، من هدفم مشخص است و با این نامه های اخطار گونه و تهدید آمیز به هیچ وجه از مسیر خود منحرف نخواهم شد قصد دارم در این نوشتار زندگی یکی دیگر از معصومان را بررسی کنم ( ادامه مطلب را بخوانید ) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم مهر 1385ساعت 21:46 توسط بوف کور |
|
|
فريدريش ويلهلم نيچه (۱۸۴۴-۱۹۰۰) را فيلسوفِ فرهنگ ناميده اند، زيرا درگيریِ اصلیِ انديشهیِ او با پيدايش و پرورش و دگرگونیهایِ تاريخیِ فرهنگهایِ بشری ست، بهويژه نظامهایِ اخلاقیشان. تحليلهایِ باريکبينانهیِ درخشانِ او از فرهنگهایِ باستانی، قرونِ وسطايی، و مدرنِ اروپا، و ديدگاههایِ سنجشگرانهیِ او نسبت به آنها گواهِ دانشوریِ درخشانِ او و چالاکیِ انديشهیِ او به عنوانِ فيلسوفِ تاريخ و فرهنگ است. اگرچه چشمِ نيچه دوخته به تاريخ و فرهنگِ اروپا ست و دانشوریِ او در اساس در اين زمينه است، امّا از فرهنگهایِ باستانیِ آسيايی، بهويژه چين و هند و ايران، نيز بیخبر نيست و به آنها فراوان اشاره دارد، بهويژه در مقامِ همسنجیِ فرهنگها. او بارها از ’خردِ‘ آسيايی در برابرِ عقلباوریِ مدرن ستايش میکند... .
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهاردهم مهر 1385ساعت 19:33 توسط The Economist |
|
|
یاران و هم راهان گرامی!
شایسته دیدم که پیش از دنباله ی بحث و بررسی پوچ انگاری کامو دوباره به یاد آوری و باز گویی نکاتی از مکاتب پوچی و اصالت وجود بپردازم تا از سوء تفاهم های احتمالی که میان این دو دیدگاه پیش می آید و بعضا یکی خوانده می شوند جلوگیری کرده باشم... .
برای خواندن دنباله ی نوشتار روی لینک مربوط کلیک بفرمایید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ششم مهر 1385ساعت 20:12 توسط The Economist |
|
|
گزیده ای از زندگی و فعالیت های آلبر کامو (Albert Camus)
آلبر كامو در نوامبر 1913 در خانواده ي كم جمعيت واصلا فرانسوي ساكن الجزاير ديده به جهان گشود. مادر او اهل اسپانيا و داراي اخلاقي دم دمي مزاج بود. او از اختلال حواس رنج مي برد و كمي مشكل رواني داشت. وظيفه ي تربيت آلبر و خواهرش را مادر بزرگ مادري آن ها بر عهده داشت و براي اين كار گاه از شلاق استفاده مي نمود. آلبر از آموزش ديني ناچيزي بهره برده بود. نسبت به مادرش احساس ستايش مي كرد ولي در روز مرگ او گفت: من تنها كسي ام كه براي مرگ او گريه نكردم. حتي نمي دانستم چگونه بايد براي مرگ مادر گريست. پدر آلبر وقتي او 5 ساله بود به جنگ جهان سوز نخست فرا خوانده شد. در نبرد مارن به دست گلوله هاي آلماني ها به شدت مجروح شد. پس از باز گشت چند روزه اي به خانه به طرز بدي در برابر ديدگان فرزندانش درگذشت. خانواده ي كامو در محله ي تازي نشين و در خانه اي حقيرانه مي زيستند. در راه پله ي آن خانه توالت تركي اي وجود داشت كه كامو مي گويد هميشه بوي مرگ از آن احساس مي كردم. روي نرده هاي اين خانه سوسك ها جاي داشتند و آلبر از لمس اين نرده ها كراهت داشت. مادر بزرگ وحشيانه شلاق مي زد و بد حرفي مي كرد. مادر بزرگ پس از چند سال بعد از مرگ داماداش از سرطان روده مرد. كودكي كامو از ديد خودش زيبا بود. فقر و فلاكت به اوج رسيده بود اما اين فقر معناي زندگي واقعي براي آلبر بود. شب ها زيرآسمان پاك و پر ستاره ي الجزاير با لذت وصف ناشدني اي مي خفت. محله ي عرب زبان آنان براي او همه ي وطن اش بود. سكوت مرگ بار آن محله موقعيت خوبي براي احساس زيباي كامو بود. يكه مست آوازه خوان شب هاي الجزاير موسيقي زندگي او بود. شب ها با صداي آواز او محله به خواب مي رفت اما سكوت آن جا نمي شكست. آلبر به مدرسه رفت و در 12 سالگي به سل دچار شد. احساس پوچي در او از اين زمان شروع شد و درون مايه ي فلسفي او را رقم زد... . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 21:26 توسط The Economist |
|
|
درود بر تمام دوستان و خوانندگان وبلاگ
مناسبت ۱۵ شعبان مرا مجاب ساخت تا مطلبی در این مورد بنویسم ، مطلبی تحقیقی که با دیدی متفاوت زندگی منجی عالم بشریت را بررسی می کند ،در ضمن ولادت ایشان را هم به تمام مسلمانان تبریک عرض می کنم این مطلب هم مانند بعضی از مطالب دیگر وبلاگ حجم بالایی دارد ! می توانید آن را در چند نوبت بررسی بفرمایید ! تیتر مطلب: مهدی موعود یا مهدی موهوم منبع:کتاب مهدی موعود یا مهدی موهوم ، بررسی پرسش های دکتر مسعود امید از ایت الله منتظری، سایت افشا برای دیدن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک بفرمایید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
هفدهم شهریور 1385ساعت 22:35 توسط بوف کور |
|
|
پيش گفتاری از زندگی و روی داد های مربوط به زندگی ژان پل سارتر:
ژان پل سارتر (Jean-Paul Sarte) فیلسوفی، اگزیستانسیالیست، رماننویس، نمایشنامهنویس و منتقد فرانسوی بود. روز ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ به دنیا آمد؛ از پدری که افسر نیروی دریایی بود و مادری که دخترعموی دکتر آلبرت شوایتزر (Albert Schwartzer)معروف، برنده ی جایزه صلح نوبل است. پانزده ماهه بود که پدرش درگذشت. مادر و پدربزرگ اش، او را بزرگ کردند که اولی کاتولیک بارش میآورد و دومی سرش را به ریاضیات و ادبیات کلاسیک گرم میکرد. در جوانی برای گرفتن مهارت در تدریس فلسفه امتحان داد و رد شد. یک سال گذشت و نتیجه ی امتحان بعدی در ۱۹۲۹، جایگاه نخست را نصیب او کرد. همین سال است که با سیمون دوبوآر آشنا میشود؛ دختری که در همان امتحان، نفر دوم شده و فرزند نازک نارنجی یک خانواده ی کاتولیک است. سیمون دوبووار(Simonne de Bouvoire)، فیلسوف، نویسنده و فمینیست فرانسوی همراه و همدم مادامالعمر او بود. آشنایی سارتر و دوبووار، در سال ۱۹۲۹ در مدرسهٔ ممتاز اکول نرمال سوپریور(Ecole Normal Souperieur) صورت گرفت... . برای خواندن دنباله ی گفتار روی لينك كليك بفرماييد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهاردهم شهریور 1385ساعت 4:30 توسط The Economist |
|
|
تا انسانی روی زمین برده باشد ، من آزاد نیستم
سخنم را با گفته ای از نخبه ی فلسفه ی اصالت وجود ، ژان پل سارتر آغاز کردم ، نخبه ای که از دید من ، در زمانی پدیدار گشت که نوع بشر ، تشنه ی مرهمی بر زخم های جان گداز جنگ بود . جنگ ، با کسی شوخی نداشت ، بر آن بود که هر آن چه آدمی از ناتوانایی های فکری خود بر آن ها پناه برده بود ، از ریشه براندازد: آیین ، سنت . ... برای دیدن متن کامل بر روی ادامه متن کلیک بفرمایید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم مرداد 1385ساعت 13:50 توسط The Economist |
|
|
درود بر تمام دوستان
چند روزی است که ذهنم مشغول شده نمی دانم چرا ولی خیلی ذهنم درگیر مسائل مختلف بوده از مسائل درسی و سیاسی و حتی آهنگهایی هم که گوش کردم گرفته تا حکم اعدام پسر ۲۱ ساله ای که تا چند وقت قبل هم همسایه بودیم و با هم بسیار صمیمی بودیم ، باید بگم که این به روز رسانی با بقیه مطالب وبلاگ تفاوت های زیادی دارد و اصلا شاید راجع به فلسفه نباشد به هر حال از تمام خوانندگان وبلاگ عذر خواهی می کنم شاید این مطلب برای دل خودم باشد به هر حال به بزرگی خودتان ببخشید برای دیدن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک بفرمایید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
بیستم مرداد 1385ساعت 15:52 توسط بوف کور |
|
|
درود بر تمام دوستان !
می خواهم راجع به عقیده ای که شاید در بسیاری از شما عزیزان رسوخ کرده است صحبت کنم! خیلی از دوستان دین را تضمین کننده اخلاق در جامعه می دانند و اعتقاد دارند اگر دین بر جامعه حاکم نباشد دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود ! دین همواره ما را به خوبی ها دعوت می کند و از بدی ها نهی می کند( امر به معروف و نهی از منکر)خوب قصد دارم در این پست راجع به این مسئله صحبت کنم ! برای دیدن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک بفرمایید ! ( این مطلب شاید برای افراد زیر ۱۶ سال مناسب نباشد ) در ضمن یکی از دوستانمان هم که به زودی با نوشته هایش آشنا خواهید شد به جمع ما پیوسته است ! پاد ایده آل دوست خوبم از این به بعد در وبلاگ خواهد نوشت ! به زودی خودشان را معرفی خواهند کرد ! برایش آرزوی موفقیت می کنم ! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سیزدهم مرداد 1385ساعت 10:43 توسط بوف کور |
|
|
درود بر تمام دوستان
خوب این دفعه می خواهیم راجع به یکی از قوی ترین برهان ها و عقلی ترین برهان های اثبات وجود خدا بپردازیم ، برهانی که بر پایه عقل و منطق بنا شده است و از شهودات و مقایسات ناقص در آن خبری نیست، این برهان معمولا به اینگونه مطرح می شود که آگر آخرتی برای انسان وجود داشته باشد و جهان دیگری وجود داشته باشد ما ( خدا باوران ) ضرر نکرده ایم و در بهشت برین سکنی می گزینیم و شما ( کسی که به خدا اعتقاد ندارد) ضرر می کنید و اگر هم آخرتی وجود نداشته باشد ( حاجی این ها چیه که می گی استغفرالله) ما ضرری نمی کنیم شما هم ضرری نمی کنید ( برای این بررسی وقت خیلی خیلی زیادی صرف کردم بیشتر از آنچه که فکر بکنید ، خواندنش ضرر ندارد) برای دیدن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک بفرمایید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجم مرداد 1385ساعت 19:38 توسط بوف کور |
|
|
درود بر تمام دوستان
می خواهم راجع به یکی از رایج ترین پرسشهایی که از من می شود توضیح بدهم ! سوالی که بینهایت از آن متنفرم و واقعا وقتی که کسی این سوال را مطرح می کند ، بد جوری ناراحت میشوم در مقدمه بگویم که این مطلب از سایت افشا برداشت شده است ( با کمی تغییر) برای مشاهده پاسخ به این سوال روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکم مرداد 1385ساعت 14:47 توسط بوف کور |
|
|
خوب این برهان(؟) هم نواقص بسیاری دارد
اولا باید بگویم که من اسم این نوشتار را برهان نمی گذارم ! این نوشتار بیشتر به سفسطه شبیه است ! سفسطه ای که معمولا هنگام بحث کردن با خدا باوران ( مواقعی که جوبی برای شما ندارند)مطرح می شود << برای دیدن برهان (؟) و بررسی ان روی ادامه مطلب کلیک کنید>> ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
نوزدهم تیر 1385ساعت 23:43 توسط بوف کور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اگر ديگر پاي رفتن مان نيست،
باري قلعه بانان اين حجت با ما تمام کرده اند که اگر مي خواهيد در اين ديار اقامت گزينيد مي بايد با ابليس قرار ي ببنديد! |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| نویسندگان |
|
بوف کور The Economist |
|
RSS
|